تریبون تبریز: سیره پیامبر(ص) نشان میدهد که قدرت، اگر از اخلاق جدا شود، میتواند از وسیلهای برای خدمت به ابزاری برای سلطه تبدیل شود. در منطق نبوی، حاکم پیش از آنکه صاحب قدرت باشد، مسئول در برابر مردم است.
نخستین درس، عدالت است؛ عدالتی که فقط برای دوستان و موافقان نیست. قرآن حتی در مواجهه با دشمنان نیز مؤمنان را از خروج از عدالت نهی میکند. بنابراین مخالف سیاسی را نمیتوان به دلیل مخالفت، از دایره انصاف و حقوق انسانی خارج کرد.
درس دوم، شنیدن نقد و مشورت است. پیامبر(ص) خود را بینیاز از نظر دیگران نمیدانست. مدیر و مسئولی که فقط صدای موافقان را میشنود، ممکن است بیش از آنکه در جریان واقعیت باشد، در محاصره تصویری ساختگی از واقعیت قرار گرفته باشد.
وفای به عهد نیز از اصول جدی اخلاق سیاسی نبوی است. وعده برای کسب اعتماد مردم نیست؛ تعهدی است که باید به آن عمل کرد. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که میان سخن مسئول و عملکرد او فاصلهای نباشد.
در سیره پیامبر(ص)، انتقامگیری سیاسی نیز جایگاهی ندارد. قدرت نباید پس از پیروزی به ابزار حذف و تسویهحساب با رقیبان تبدیل شود. کسی که به قدرت میرسد، بیش از گذشته باید مراقب عدالت خود باشد.
و شاید مهمتر از همه، کرامت انسان است؛ حتی انسانی که مخالف ماست.
امروز اگر بخواهیم از اخلاق سیاسی پیامبر(ص) الگوبرداری کنیم، شاید لازم نباشد شعارهای پیچیده بسازیم. کافی است مسئولان از خود بپرسند:
آیا با مخالف خود همانقدر عادلانه رفتار میکنیم که با موافقمان؟
آیا نقد را میشنویم؟
آیا به وعدههایمان وفاداریم؟
آیا شایستگی را بر رفاقت و نزدیکی سیاسی مقدم میدانیم؟
و آیا وقتی اشتباه میکنیم، شجاعت عذرخواهی از مردم را داریم؟
اخلاق نبوی، آزمون قدرت در زمانی است که انسان قدرت انجام هر کاری را پیدا میکند.
