به گزارش تریبون تبریز به نقل از ایرنا، مرتضی محمدزاده، امروز (شنبه) در گفتوگو با ایرنا، رویکرد رئیسجمهور به موضوع محلهمحوری را مبتنی بر «تجربهٔ زیسته» و بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی دانست و تأکید کرد که دولت نباید همهٔ امور را صرفاً از مجرای ساختارهای اداری پیگیری کند، بلکه باید منابع اجتماعی را شناسایی و برای حل مسائل بهکار گیرد.
وی با اشاره به برداشت اولیهٔ برخی از این طرح افزود: متأسفانه نگاه غالب به محلهمحوری، معطوف به مسائل مالی و مادی است، در حالی که پیش از هر چیز باید نیازها، فرصتها و ظرفیتهای موجود را شناخت و سپس از آنها برای رفع مشکلات بهره برد.
محمدزاده با یادآوری تجربهٔ اجرای اولیهٔ طرح در کشور گفت: در ابتدا تصور میشد «محور محله» باید بر پایهٔ یک جغرافیای مشخص تعریف شود و ساختاری شبیه به اداره یا شورا در یک بلوک شکل گیرد؛ وزارت کشور نیز بر همین اساس دستورالعملهایی تدوین کرد و ما نیز به آن عمل کردیم. اما پس از حدود یک سال بررسی میدانی دریافتیم که گرهزدن محلهمحوری به جغرافیا، مسیر دقیقی نیست.
وی توضیح داد: وقتی وارد یک محله میشویم، لزوماً نمیتوان یک مکان یا نهاد واحد را بهعنوان محور انتخاب کرد. برای مثال، در محلهای چند مسجد وجود دارد و اگر یکی از آنها برگزیده شود، این پرسش پیش میآید که چرا آن مسجد، نه مسجد دیگر؟ بنابراین محوریت محله را نباید صرفاً به یک محدودهٔ جغرافیایی یا مکان خاص محدود کرد.
محلهمحوری، ساختار اداری نیست
معاون استاندار آذربایجان شرقی تأکید کرد: هرچند نگاه جغرافیایی نکات مثبت و تجربیات قابلاستفادهای داشته و نمونههایی از آن در ایران و سایر کشورها دیده میشود، اما محلهمحوری الزاماً به معنای یک مقام یا ساختار جغرافیایی مشخص نیست. تعریف اصلی آن «استفاده از ظرفیت مردم برای ارتقای حکمرانی» است. اگر این تعریف را مبنا قرار دهیم، افراد، گروهها، خیران و مجموعههای مردمی میتوانند با امکانات خود به حل مسائل جامعه بپردازند و این همان نقطهٔ شکلگیری مفهوم واقعی محلهمحوری است.
محمدزاده با اشاره به سابقهٔ کهن مشارکت مردمی در تبریز گفت: این شهر بیش از یک قرن مستندات تاریخی در این زمینه دارد. هدف امروز، ساماندهی و بهرهبرداری بهینهتر از این سرمایهٔ تاریخی و اجتماعی در جهت نیازهای استان است.
تجربهٔ موفق دکتر پزشکیان در خانههای بهداشت
وی با یادآوری دوران مدیریت دکتر پزشکیان در دانشگاه علوم پزشکی تبریز، به نمونهٔ موفقی در حوزهٔ سلامت اشاره کرد: در دههٔ ۱۳۷۰، زمانی که اصل «بهداشت مقدم بر درمان» در کشور پذیرفته شد، دکتر پزشکیان برای ایجاد خانههای بهداشت به سراغ مردم رفت و از آنها خواست که هم در تأمین امکانات و هم در اجرا مشارکت کنند.
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی ادامه داد: نتیجهٔ این تجربه نشان داد که وقتی مردم در ساخت یک مجموعه نقش دارند، نسبت به آن احساس تعلق بیشتری پیدا میکنند و در نگهداری و حفاظت از آن جدیتر عمل میکنند؛ بهگونهای که عمر مفید سازههای مشارکتی، از سازههای صرفاً دولتی بیشتر است و مردم در برابر آسیبها و مشکلات، مقاومتر و مسئولانهتر رفتار میکنند.
محمدزاده در پایان تأکید کرد: اگر از هزینههای محلهمحوری سخن میگوییم، نباید فقط به هزینهٔ مادی نگاه کنیم؛ مشارکت مردم، احساس تعلق، مسئولیتپذیری و مراقبتی که پس از اجرا شکل میگیرد، بخش اصلی ارزش این طرح است. وی با اشاره به نمونههای موفق مجموعههای خیریه و مردمی تبریز – که اغلب از میان اصناف، بازاریان و گروههای اجتماعی برخاستهاند – خاطرنشان کرد که این نهادها بدون اتکا به دولت، بخش مهمی از امور اجتماعی را پیش بردهاند و این همان ظرفیتی است که باید در حکمرانی جدید بهکار گرفته شود.
محلهمحوری؛ بازگشت به حکمرانی مشارکتی با تکیه بر تجارب تاریخی تبریز
معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی با تأکید بر اینکه فلسفه «محلهمحوری» ایجاد ساختارهای جدید اداری نیست، گفت: این طرح به دنبال شناسایی ظرفیتهای واقعی جامعه و همافزایی هدفمند آن با امکانات حاکمیتی برای حل مسائل محلات است.
محمدزاده در تبیین رویکرد جدید استانداری آذربایجان شرقی اظهار کرد: هدف اصلی از اجرای طرح محلهمحوری، بهرهگیری از توانمندیهای جامعه در حوزههای سلامت، محیطزیست، مسائل اجتماعی، امنیت و آموزش است تا حکمرانی صرفاً متکی به ساختار اداری دولت نباشد.
وی با تصریح بر اینکه نگاه به مشارکت مردمی نباید محدود به کمکهای مالی و خیریهای باشد، افزود: وقتی از ظرفیت مردمی سخن میگوییم، منظور طیف گستردهای از توانمندیها شامل تخصص، تجربه، ارتباطات و امکانات خاص افراد و نهادهای محلی است. در واقع، یک پزشک، معلم، ورزشکار، هیئت امنای مسجد یا فعال اجتماعی در یک محله، خود یک ظرفیت بالقوه برای حل بخشی از نیازهای همان منطقه محسوب میشود.
معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی در خصوص روند اجرای این طرح در استان خاطرنشان کرد: تاکنون بیش از سه هزار محله در تبریز و ۲۳ شهرستان استان شناسایی شده و «شورای پیشرفت محله» برای حدود ۳۲۰ محله شکل گرفته است. در این ساختار که با حضور امام جماعت، معتمدین محله و نمایندگان دستگاههای دولتی تشکیل شده، تلاش بر این است تا مسائل هر محله با مشارکت خود مردم شناسایی و راهکارهای بومی برای آن تدوین شود.
محمدزاده بر ضرورت گذار از «ساختار کاغذی» به «عمل میدانی» تأکید کرد و افزود: صرفِ تشکیل شورای پیشرفت کافی نیست؛ موفقیت این طرح زمانی محقق میشود که مردم نسبت به مسائل اصلی محله خود اشراف پیدا کرده و دستگاههای دولتی نیز در مقام تسهیلگر در کنار آنها قرار گیرند.
وی با اشاره به تنوع نیازهای مناطق مختلف، متذکر شد: از آنجا که اولویتهای محلات (از اشتغال گرفته تا آسیبهای اجتماعی و سلامت) متفاوت است، تدوین «نسخه واحد» برای همه مناطق اشتباهی راهبردی خواهد بود. اساس فلسفه محلهمحوری، شناخت واقعیات میدانی و ارائه راهکارهای اختصاصی برای هر محله بر اساس ظرفیتهای بومی همان منطقه است.
وی تشریح گرد: طرح «محلهمحوری» در آذربایجان شرقی تنها یک رویکرد اداری نیست؛ بلکه تلاشی است برای عبور از نگاه سنتی به مردم به عنوان «دریافتکنندگان خدمات» و تبدیل آنان به «شرکای حل مسئله». معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی با تأکید بر این گذار راهبردی، معتقد است که موفقیت این طرح در گروی کنار گذاشتن مقاومتهای بوروکراتیک و احیای سرمایههای اجتماعی محلی است.
محمدزاده با بیان اینکه «محلهمحوری» به دنبال ایجاد یک ساختار اداری جدید نیست، تصریح کرد: فلسفه اصلی این طرح، همافزایی ظرفیتهای مردمی و حاکمیتی است. در این مدل، دولت صرفاً متولی نیست، بلکه تسهیلگری است که در کنار مردم و ظرفیتهای نهفتهشان قرار میگیرد تا مسائل حوزه سلامت، امنیت، اشتغال و آسیبهای اجتماعی را مدیریت کند.
مقاومت نظام اداری؛ چالش اصلی حکمرانی مدرن
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی یکی از چالشهای اساسی اجرای این طرح را «مقاومت نظام اداری سنتی» در برابر خرد جمعی دانست و افزود: ساختار اداری عادت کرده است که مسائل را صرفاً از طریق دستورالعملهای ابلاغی پیش ببرد؛ اما اگر حاکمیت به دنبال افزایش واقعی رضایتمندی و سرمایه اجتماعی است، باید بپذیرد که تمامی مسائل با سازوکارهای سنتی حلشدنی نیستند و مشارکت واقعی مردم، نیازمند تغییر نگاه در شیوههای مداخله است.
وی با تأکید بر اینکه محلهمحوری یک مفهوم وارداتی نیست، به پیشینه تاریخی تبریز اشاره کرد و گفت: در دوره مشروطه، نهادهایی با عنوان «انجمنهای محلات» نقش تعیینکنندهای در تحولات اجتماعی داشتند. در آن دوران، محله صرفاً یک محدوده جغرافیایی نبود، بلکه یک ساختار هویتبخش بود که مناسبات زندگی مردم، از ازدواج تا امنیت و تصمیمات اجتماعی را مدیریت میکرد. این «تجربه زیسته» تاریخی، همان ظرفیتی است که باید دوباره بازخوانی و احیا شود.
وی با اشاره به توانمندی بیبدیل خیریههای استان (مانند خیریه مستمندان تبریز و برند «شهر بدون گدا»)، اظهار کرد: پشتوانه مالی خیریهها تنها پول نیست؛ بلکه شبکهای از اعتماد، احساس مسئولیت و روابط انسانی است. این پتانسیل بهقدری بالاست که در برخی موارد، مشارکت مردم برای حل مسائل محله، از هزینههایی که دولت انجام میدهد پیشی میگیرد. اگر این اعتماد اجتماعی فعال شود، بخش بزرگی از چالشهای محلی به دست خودِ مردم حل خواهد شد.
اجرای پایلوتها؛ از سلامت تا امنیت
محمدزاده از اجرای چهار طرح پایلوت در تبریز خبر داد که نقش «الگوساز» برای کل استان را ایفا میکنند. به گفته وی، این طرحها عبارتند از:
۱. پایلوت سلامت: با تمرکز بر پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی، سرطانها و تصادفات از طریق افزایش سواد سلامت و شکستن تابوهای فرهنگی پیرامون درمان.
۲. پایلوت امنیت: با بهرهگیری از مدلهای جهانی (مانند تجربه بارسلون) در ایجاد «امنیت محلی» با مشارکت ساکنان برای مراقبت از محدوده سکونت خود.
۳. پایلوت شهر سهند: با بهرهگیری از مدل همکاری سهجانبه (حاکمیت، خیریه و مردم)؛ به طوری که تمام خدمات سلامت آن منطقه به خیریههای قدرتمند محلی واگذار شده است (مانند راهاندازی بخشهای دندانپزشکی رایگان).
۴. پایلوت محله مارالان: بهرهگیری از ظرفیت اجتماعی محلات قدیمی و باورمند به مشارکتهای مردمی به عنوان پایگاه اولیه برای تعمیم تجربه موفق به سایر نقاط.
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی تأکید کرد: نباید برای همه محلات «نسخه واحد» پیچید. اولویتها متفاوتند؛ در یک محله اشتغال اولویت است و در دیگری سلامت یا آسیب اجتماعی. اولویت این طرح، شناخت واقعیات هر محله و استفاده از ظرفیتهای اختصاصی همان منطقه برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان است.
محلهمحوری؛ از «خیریه» تا «سرمایه اجتماعی» / الگوی آذربایجان شرقی برای حکمرانی مردمی
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی با تأکید بر اینکه طرح «محلهمحوری» نباید به رویکردهای صرفاً خیریه و معیشتی تقلیل یابد، گفت: هدف این طرح، ایجاد ساختار اداری از بالا به پایین نیست؛ بلکه فعالسازی «سرمایه اجتماعی» و همافزایی ظرفیتهای مردمی برای حل مسائل محله است.
محمدزاده با بیان اینکه ظلم به این طرح است که آن را صرفاً در قالب کمکهای خیریهای تعریف کنیم، اظهار کرد: روح حاکم بر محلهمحوری، استفاده از تخصص، تجربه و حس مسئولیت شهروندی مردم است. در بطن جامعه، افراد بسیاری هستند که بدون چشمداشت، هزینه میکنند و کنشگری برای حل مسائل محله را بخشی از وظیفه شهروندی خود میدانند؛ این همان ظرفیتی است که باید در حکمرانی محلی متبلور شود.
وی با اشاره به تغییر رویکرد در تشکیل ساختارهای محلی تصریح کرد: در ابتدای کار، تصور بر این بود که باید ساختارهای رسمی و اداری (مانند تعیین رئیس و عضو) به محلات تحمیل شود، اما تجربه نشان داد که این روش کارآمد نیست.
وی افزود: «معیار اصلی ما برای تشکیل هستههای محلهمحوری، “اعتبار اجتماعی” است نه “عنوان اداری”. ممکن است فردی با تحصیلات عالی، در محله ناشناخته باشد، اما فردی دیگر بدون تخصص دانشگاهی، به واسطه سالها کنشگری اجتماعی، مورد اعتماد و وثوق مردم باشد. ما در این طرح، به دنبال کسانی هستیم که نبض محله در دست آنهاست.»
مسجد؛ پایگاهِ شناساییِ سرمایههای اجتماعی
محمدزاده با تأکید بر جایگاه مساجد به عنوان کانونهای معتمد محلی، گفت: مسجد و هیئت امنای آن، بهترین پناهگاه برای شناسایی افراد اثرگذار هستند. با شناسایی معتمدین (مثلاً ۱۵ تا ۲۰ نفر از فعالان هر محله) و انتخاب تعدادی از آنها برای پیگیری امور، تلاش میکنیم تنوع سلایق حفظ شود. وی تأکید کرد: این ساختارها، نهادهای سیاسی نیستند و هیچ کارکرد سیاسی برای آنها تعریف نشده است؛ بلکه هدف فقط «حل مسئله» با تکیه بر اعتماد عمومی است.
وی با اشاره به ضرورت توجه به تفاوتهای فرهنگی گفت: محلهمحوری یک نسخه واحد برای کل کشور نیست. ساختار اجتماعی در آذربایجان با مناطق دیگر، مانند خوزستان که هنوز ساختارهای طایفهای و قبیلهای در آن نقشآفرین هستند، متفاوت است. ما باید در ساختارهای محلی مداخله حمایتی کنیم، اما نباید هویت و فرهنگ بومی آنها را با تحمیل مدلهای غریبه از بین ببریم.
یکی از نکات کلیدی مورد تأکید محمدزاده، شمولیت طرح برای تمامی مناطق شهری بود. وی در این باره گفت: تصور اینکه محلهمحوری فقط مخصوص مناطق محروم است، یک خطای راهبردی است.
به گفته وی، حتی در محلههای برخوردار و توسعهیافتهای نظیر «ولیعصر تبریز» نیز نیاز به شنیدن صدای مردم، شناسایی مسائل محله و شکلگیری جمعهای کوچک برای پیگیری امور وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: فقر به معنای نبود ظرفیت نیست؛ در بسیاری از محلات کمبرخوردار، مشارکت مردم چندین برابر مناطق دیگر است. بنابراین باید در تمامی سطوح شهر، زمینه را برای ورود مردم به عرصه تصمیمگیری و حل مسائل محله فراهم کرد تا بدنه اجتماعی شهر، پویاتر از گذشته به کار خود ادامه دهد.
لزوم اتخاذ مدلهای بومی در «محلهمحوری» با تکیه بر مشارکت مردمی
معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی با اشاره به اهمیت ضرورت شناخت دقیق بافتهای اجتماعی در اجرای طرحهای محلهمحور، تأکید کرد که هرگونه مداخله بدون شناخت ویژگیهای فرهنگی، زیستبوم محلی و مشارکت مردم، نهتنها اثربخشی لازم را نخواهد داشت، بلکه میتواند به سرمایه اجتماعی آسیب بزند.
محمدزاده با بیان اینکه هر محله و استانی دارای مختصات فرهنگی و اجتماعی منحصر به فرد است، اظهار داشت: مدلهای مدیریت محلهمحور نباید بهصورت نسخهای واحد و از پیش طراحیشده اجرا شوند؛ بلکه باید متناسب با تفاوتهای ساختاری و ذائقه هر منطقه، بهصورت بومی طراحی و پیادهسازی گردند.
تداوم هویتهای محلی در جهان مدرن
وی با اشاره به تجارب جهانی در حوزه حکمرانی محلی گفت: بررسیها نشان میدهد حتی در کشورهای توسعهیافته، زندگی اجتماعی همچنان بر پایه اجتماعات محلی استوار است. برای نمونه در برخی کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا و آلمان، ساختارهای محلهای به عنوان واحدهای هدف در برنامهریزی شهری جایگاه ویژهای دارند. این موضوع بیانگر آن است که توسعه و مدرنیته نتوانسته است هویتهای محلی را حذف کند؛ چرا که احساس تعلق انسان به خانواده، محله و محیط زندگی، ریشهای عمیق دارد و همچنان یک سرمایه اجتماعی ارزشمند محسوب میشود.
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان شرقی در بخش دیگری از سخنان خود، هویت محلهای در تبریز را یک سرمایه اجتماعی غنی توصیف کرد و افزود: مثالهایی مانند هویت «سرخابی» در تبریز، بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی شهروندان است. نگرانی اصلی این است که با نگاهی سطحی به مقوله محلهمحوری و تحمیل ساختارهای اداری خشک (مانند تعیین رسمی رئیس و شورا در مساجد بدون توجه به ظرفیتهای مردمی)، این سرمایهها خدشهدار شوند. مداخلات دستوری بدون شناخت دقیق از بافت اجتماعی، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
محمدزاده با تأکید بر لزوم درگیر کردن مردم در فرآیندهای تصمیمسازی و اجرایی تصریح کرد: اگر مردم در یک پروژه مشارکت کنند و بخشی از هزینهها را از روی میل و اراده بپردازند، نسبت به نتیجه آن حساستر و دلسوزتر خواهند بود. وی به عنوان نمونه به حوزه مدرسهسازی در آذربایجان شرقی اشاره کرد و گفت: اکنون ۲۹۱ پروژه مدرسهسازی در استان در حال اجراست که ۴۰ درصد هزینههای آن از محل آوردههای مردمی تأمین میشود؛ این آمار نشاندهنده ظرفیت عظیم مشارکت خودجوش مردم است که باید در سایر حوزهها نیز الگوسازی شود.
ضرورت شنیدن صدای اهالی محله
این مقام مسئول با تأکید بر اینکه مردم جزئیاتی از مسائل محله خود را میدانند که مدیران بیرونی از آن بیاطلاع هستند، توضیح داد: مدیران نباید بدون مشورت با معتمدان و ساکنان محلی، تصمیماتِ پشتدرهای بسته اتخاذ کنند. ممکن است پروژهای مانند احداث پارک از نظر فنی و اداری مثبت باشد، اما به دلیل شرایط خاص اجتماعی یا کاربریهای تعریفنشده برای اهالی، با مقاومت اجتماعی روبهرو شود. شناخت روابط خانوادگی، آسیبهای اجتماعی و حساسیتهای محلی، پیششرط هرگونه مداخله موفق است.
محمدزاده در پایان خاطرنشان کرد: هدف نهایی طرحهای محلهمحور باید همافزایی ظرفیت دولت و جامعه باشد. اگر پیش از اجرای هر طرح، با مردم گفتوگو صورت گیرد و نظر آنان شنیده شود، بسیاری از نارضایتیها کاهش مییابد؛ چرا که مردم خود را در تصمیماتی که بر زندگیشان تأثیر میگذارد، سهیم میدانند. مداخلات دولت باید به جای تحمیل، مبتنی بر شناسایی پتانسیلهای محلی و بسترسازی برای مشارکت فعال خود مردم باشد.
