به گزارش تریبون تبریز، برای پروژههای بزرگ، این اتفاق حتی میتواند یک امتیاز باشد. شهروند لزوماً نیازی ندارد برای هر پروژه، شاهد نصب بنر، برگزاری مراسم، سخنرانی و صرف هزینههای جانبی باشد. اگر پروژهای آماده بهرهبرداری است، چه بهتر که به جای تشریفات، مستقیماً در اختیار مردم قرار گیرد.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که «افتتاح بدون تشریفات» تبدیل به یک ادبیات فراگیر شود؛ ادبیاتی که حتی برای تعمیر و راهاندازی مجدد یک پلهبرقی نیز به کار میرود.
تعمیر پلهبرقی، آسفالت یک معبر، اصلاح یک خرابی، نگهداری تجهیزات شهری یا رفع یک نقص در زیرساختهای موجود، اساساً «پروژه افتخاری» نیست. اینها بخشی از وظایف جاری مدیریت شهریاند؛ همان وظایفی که شهروند بابت انجامشان عوارض میپردازد.
از منظر اجتماعی، اینجا یک مسئله مهم شکل میگیرد: نحوه روایت عملکرد، فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه نوعی رابطه میان نهاد عمومی و شهروند را نیز بازتعریف میکند.
وقتی یک وظیفه معمول و مورد انتظار، با زبان «افتتاح» و «بهرهبرداری» عرضه میشود، ناخودآگاه این پیام منتقل میشود که مدیریت شهری برای انجام کاری که اساساً باید انجام دهد، در حال ارائه یک دستاورد ویژه به شهروندان است.
در روانشناسی اجتماعی، نحوه قاببندی یک اتفاق میتواند برداشت مخاطب از آن اتفاق را تغییر دهد. تعمیر یک پلهبرقی، اگر صرفاً به عنوان «رفع نقص و بازگشت خدمت به وضعیت عادی» معرفی شود، معنای طبیعی خود را دارد. اما اگر همان اتفاق در قالب «بهرهبرداری» و «افتتاح» ارائه شود، ممکن است در ذهن شهروند به یک امتیاز اعطایی از سوی مدیریت شهری تبدیل شود؛ گویی چیزی فراتر از حق معمول او دریافت کرده است. این تفاوت، ظریف اما مهم است.
شهروند از شهرداری انتظار ندارد هر روز برای بازگرداندن خدمات عادی زندگی شهری، مراسم برگزار کند. انتظار او این است که خدمات شهری، تا حد امکان، بدون وقفه و با کیفیت مناسب ارائه شوند.
اگر پلهبرقی خراب شد، وظیفه شهرداری تعمیر آن است؛ همانطور که اگر چراغ یک خیابان خاموش شد، وظیفه مدیریت شهری روشن کردن آن است. هیچکدام نیازمند منتگذاری نیست.
اتفاقاً مدیریت شهری کارآمد، مدیریتی است که آنقدر خوب عمل کند که بسیاری از خدماتش اساساً دیده نشوند؛ چون شهروند در زندگی روزمره، خرابی و اختلالی نمیبیند که بخواهد برای رفع آن، افتتاحیهای برگزار شود.
مسئله البته مخالفت با اطلاعرسانی نیست. شهرداری باید درباره عملکرد خود شفاف باشد و مردم حق دارند بدانند چه پروژههایی اجرا، تکمیل یا تعمیر شدهاند و منابع عمومی چگونه هزینه شده است. بحث بر سر «زبان» است. میتوان گفت: «پلهبرقی فلان ایستگاه پس از تعمیر مجدداً وارد مدار شد.»
اما وقتی همان اتفاق «افتتاح و بهرهبرداری بدون تشریفات» نامیده میشود، مرز میان گزارش عملکرد و نمایش عملکرد کمرنگ میشود.
مدیریت شهری بیش از آنکه نیازمند تولید عنوان برای هر اقدام باشد، نیازمند ایجاد اعتماد است. اعتماد نیز زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند خدمات عمومی، حق اوست؛ نه لطفی که هر بار باید بابت دریافتش قدردان مدیران باشد.
شاید بهتر باشد شهرداری تبریز در کنار حذف تشریفات از افتتاح پروژههای بزرگ، یک گام دیگر هم بردارد: حذف ادبیات تشریفاتی از اقدامات کوچک.
پروژه بزرگ را افتتاح کنید، اگر لازم است؛ اما پلهبرقی را تعمیر کنید و تمام. این، نه تنها طبیعیتر است، بلکه اتفاقاً نشانه بلوغ مدیریت شهری است.
شهروند قرار نیست برای بازگشت یک خدمت عادی به زندگی روزمرهاش، احساس کند چیزی به او «هدیه» شده است.



