تریبون تبریز، اتابک اثماری: آنچه امروز مردم تجربه میکنند، با آنچه در اظهارات مسئولان وعده داده شد، فاصله قابل توجهی دارد.
وزیر نیرو در اردیبهشتماه از تلاش برای عبور از تابستان با کمترین محدودیت سخن گفت و تأکید کرد که سیاست وزارت نیرو، حرکت به سمت مدیریت هوشمند مصرف و محدود کردن پرمصرفها به جای قطع برق است.
اما حالا در روزهای پایانی تابستان، خاموشی برای بسیاری از مردم همچنان بخشی از زندگی روزمره است؛ خاموشیهایی که در برخی مناطق روزانه حدود دو ساعت و در برخی نقاط حتی بیشتر ادامه پیدا میکند.
مسئله اما فقط «قطع شدن برق» نیست.
خاموشی برای یک خانواده یعنی گرمای طاقتفرسای خانه در اوج تابستان، از کار افتادن وسایل سرمایشی، اختلال در اینترنت و ارتباطات، نگرانی بابت آسیب دیدن لوازم برقی و بههم ریختن برنامه روزانه.
برای یک مغازهدار، خاموشی یعنی توقف کسبوکار.
برای نانوایی، رستوران، فروشگاه مواد غذایی، داروخانه، کارگاه، آرایشگاه و دهها کسبوکار دیگر، هر ساعت بیبرقی میتواند به معنای از دست رفتن مشتری، خراب شدن مواد اولیه، توقف دستگاهها و کاهش درآمد باشد. حتی گزارشهای منتشرشده درباره خسارت خاموشی به اصناف، بهطور مشخص از آسیب به واحدهای عرضهکننده کالاهای فسادپذیر و از بین رفتن سرمایه آنها خبر دادهاند.
در بخش صنعت، ماجرا جدیتر است. توقف خطوط تولید فقط به معنای خاموش شدن چند دستگاه نیست؛ مواد اولیه، زمان تولید، سفارشها، تعهدات صادراتی و در نهایت اشتغال و درآمد کارگران تحت تأثیر قرار میگیرد. پیشتر نیز برآوردهایی از خسارت سنگین خاموشیها به صنایع کشور منتشر شده است.
اما شاید مهمتر از خسارت اقتصادی، خسارتی باشد که به اعتماد عمومی وارد میشود.
وقتی یک مسئول درباره آینده برق کشور سخن میگوید، مردم طبیعی است که آن سخنان را جدی بگیرند. وعده مسئول دولتی صرفاً یک جمله رسانهای نیست؛ برای مردم، مبنای تصمیمگیری است.
وقتی گفته میشود وضعیت بهتر خواهد شد، مردم انتظار دارند بهتر شدن را در زندگی روزمره خود ببینند.
وقتی گفته میشود خاموشیها تا پایان هفته تمام میشود، مردم حق دارند با آغاز هفته بعد، منتظر روشن ماندن چراغ خانه و محل کارشان باشند.
اما اگر یک وعده محقق نشود و بعد وعده دیگری جای آن را بگیرد، مسئله دیگر فقط مدیریت برق نیست؛ مسئله، سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به سخنان مسئولان است.
وزیر نیرو همین چند روز پیش نیز بار دیگر از پایان خاموشیها در پایان هفته خبر داد. حالا سؤال ساده مردم این است: پایان هفته رسید، اما خاموشیها تمام نشده است، اچه کسی پاسخگوی این وعده خواهد بود؟
مردم از وزارت نیرو انتظار معجزه ندارند. همه میدانند که صنعت برق با مشکلات جدی از جمله ناترازی تولید و مصرف مواجه است و حل این مشکل نیز یکشبه امکانپذیر نیست.
اما آنچه مردم انتظار دارند، صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری است.
اگر برق کافی نیست، مسئولان صریح بگویند برق کافی نیست.
اگر قرار است خاموشی ادامه داشته باشد، زمانبندی و برنامه آن را شفاف اعلام کنند.
اگر وعدهای داده میشود، باید برای تحقق آن برنامه و زمانبندی مشخص وجود داشته باشد.
و اگر وعدهای محقق نشد، به جای تکرار وعده بعدی، باید توضیح داده شود که چرا وعده قبلی عملی نشد.
نمیتوان هر چند هفته یکبار تاریخ جدیدی برای پایان خاموشیها اعلام کرد و انتظار داشت مردم همچنان با همان امید قبلی منتظر بمانند.
چراغ خانهها اگر خاموش شود، دوباره با وصل شدن برق روشن میشود؛ اما چراغ اعتماد عمومی اگر خاموش شود، روشن کردن دوباره آن بسیار دشوارتر است.
امروز مسئله فقط این نیست که برق چه زمانی وصل میشود؛ مسئله این است که مردم چه زمانی میتوانند دوباره به وعدههای مسئولان اعتماد کنند؟
