به گزارش تریبون تبریز، «علاج در وطن است» فقط یک مصرع در یک قطعه موسیقی نیست؛ این روزها به گزارهای عینی در سپهر سیاست و رسانه ایران تبدیل شده است. آنچه در هفتههای اخیر، هم در عرصه تحولات داخلی و هم در مواجهه با رخدادهای منطقهای و بینالمللی رخ داد، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که تکیهگاه اصلی کشور نه در بیرون از مرزها که در متن جامعه ایرانی و سرمایه اجتماعی آن نهفته است.
در بزنگاههای حساس، مردم ایران بارها نشان دادهاند که در برابر تهدید خارجی، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی و گلایههای انباشته، پشت «ایران» میایستند. این همراهی، نه محصول اجبار که نتیجه نوعی عقلانیت تاریخی و حس تعلق ملی است. تجربههای اخیر نیز ثابت کرد هر زمان پای امنیت، تمامیت ارضی و عزت ملی در میان باشد، جامعه ایرانی تصمیم خود را گرفته است.
اما همین واقعیت، یک مطالبه روشن را نیز پیش روی حاکمیت و دولتمردان قرار میدهد. اگر علاج در وطن است، این علاج صرفاً در تابآوری مردم خلاصه نمیشود. امروز توپ بیش از هر زمان دیگری در زمین مسئولان است. مردمی که در میدان سیاست خارجی و امنیت ملی هزینه میدهند، انتظار دارند در میدان اقتصاد، معیشت و زندگی روزمره نیز دیده شوند.
نظرسنجیها، تجربه زیسته جامعه و حتی ادبیات گفتوگوهای روزمره نشان میدهد که بخش عمده مطالبات مردم ماهیتی اقتصادی دارد. مساله کار، تورم، قدرت خرید، مسکن و آینده معیشت، به دغدغه غالب جامعه تبدیل شده است. نادیده گرفتن این واقعیت، نهتنها سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد، بلکه همان پشتوانهای را تضعیف میکند که در روزهای سخت به کمک کشور آمده است.
امروز «علاج در وطن است» یعنی شنیدن صدای مردم پیش از آنکه تبدیل به فریاد شود. یعنی اصلاح سیاستها به جای توجیه آنها. یعنی باور به این نکته که امنیت پایدار، بدون رضایت نسبی اقتصادی و امید اجتماعی، مفهومی ناقص خواهد بود.
مردم کار خود را کردهاند. در لحظههای حساس، پای ایران ایستادهاند. اکنون نوبت مسئولان است که نشان دهند این ایستادگی یکطرفه نبوده و نیست. اگر علاج در وطن است، راه آن از اقتصاد مردم میگذرد؛ از تصمیمهایی که زندگی را قابلتحملتر، آینده را قابلتصورتر و اعتماد را قابلترمیمتر کند.

